السيد محمود الهاشمي الشاهرودي

460

فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بيت (ع) (فارسى)

عين واقعيت باشد ؛ يعنى جهل مركب ( - - ) جهل ) - كه فرد ، خلاف واقع را در اعتقاد خود ، واقع مىپندارد - نباشد . از چنين علمى به « يقين » نيز تعبير مىكنند . 1 برخى علم را به سكون نفس تعريف كرده و آن را از تعريف به اعتقاد بهتر دانسته‌اند . 2 تفاوت علم با قطع به نظر برخى اين است كه قطع هرچند همانند علم اعتقاد جزمى است ، ليكن مطابقت با واقع در علم شرط است ولى در قطع شرط نيست . بنابر اين ، قطع مىتواند جهل مركب باشد . 3 البته در كلمات فقها علم ، قطع و يقين بر يكديگر اطلاق شده است ( - - ) قطع ) . اقسام : علم به لحاظ منشأ آن كه دليل عقلى يا عادى و يا شرعى است به علم عقلى ، عادى و شرعى تقسيم مىشود . چنان كه به لحاظ اجمال يا عدم اجمال در متعلق آن به علم اجمالى ( - - ) علم اجمالى ) و علم تفصيلى ( - - ) علم تفصيلى ) تقسيم مىشود . 1 . علم عقلى : اعتقاد جزمى به امرى كه برآيند براهين عقلى است ، مانند يقين عقلى به وجود آفريننده براى هستى . از ويژگيهاى علم عقلى ، عدم امكان خلاف آن از منظر عقل است . 4 2 . علم عادى : يقين به چيزى كه از دليلهاى عادى پيدا مىشود ، مانند يقينى كه با ديدن ، شنيدن و تواتر ( - - ) تواتر ) حاصل مىگردد . اين نوع علم نزد همهء عقلا حقيقتاً علم است و تفاوت آن با علم عقلى آن است كه در علم عادى ، عقل خلاف آن را تجويز كرده و آن را محتمل مىداند ، هرچند نزد عقلا احتمال خلاف آن نمىرود . 5 البته علم عادى گاه بر اطمينان ظنى و ظن غالب كه نزد عقلا احتمال خلاف آن بسيار كم است نيز اطلاق مىشود ( - - ) ظن ) . 3 . علم شرعى : آنچه كه شارع مقدس آن را به منزلهء علم قرار داده است ، مانند گواهى دونفر عادل و يَد ( تحت تصرف بودن مالى ) . 6 از علم به معناى اول در اصول فقه و به مناسبت در فقه در بابهاى مختلف سخن گفته‌اند .